بيمار تو

 

headorfoot.gif

سرخي چشم کبوتر هيچ مي داني ز چيست؟     
نامه اممي برد و بر درد دلم خون مي گريست

 

   **********

گنه از جانب ما نيست اگر مجنونيم
گوشه چشم تو نگذاشت كه عاقل باشيم

 

    **********

 

                              آنچنان با یاد نامت برده ام خود را ز یاد    

                    کز فراموشی نمی آید به یادم نام خویش

  

 

                   **********

         گر حال مرا حبیب پرسد گویید  

             بیمار غمت را نفسی هست هنوز

       **********

 

       خواستم مرهم گذارم از تو روی زخم خویش

          غافل از اینکه نمک بر زخم خود پاشیده ام

      headorfoot.gif

     

/ 8 نظر / 8 بازدید
سايه

........ خيلی زيبا بود عزيز .... خيلی .

ماندانا

سلام..... در دانه اند واقعن .... من هم به روزم ....

قصه گوی عشق

سلام دوست خوبم ... حالا رنگ خونه هامون يکی شد! ... زيبا بود مثل دردانه های يک شاعر سيراب از عشق ... ممنون که همراهم هستی ... به خاطر لینک هم ممنونم ... هميشه منتظرت هستم ...

سايه

عيدت مبارک عزيز .

نازنين

ماهی هميشه تشنه ام در زلال لطف بيکران تو ... / با عرض ادب و شرمندگی از تاخيرم در بازديد از وب لاگتون اميدوارم عذرخواهی مرا بپذيريد . شعراتم حرف نداشت کلی لذت بردم . //// ای دل، بیا، کاشانه ام را نگاه کن ! درپرده ای از اشک ،شعرم ببین ، یادماکن !

قاصدک

سلام .... خوبين ؟ شعر قشنگی بود ... پر از دلتنگی و غصه.... اين روزا نميدونم چرا همه حال خوشی ندارن ... شايد به خاطر هوای پاييزه!!!