نمی دانم ...

headorfoot.gif

نمی دانم چه می خواهم بگویم

زبانم در دهان باز بسته است

در تنگ قفس باز است و افسوس

که بال مرغ آوازم شکسته است

نمی دانم چه می خواهم بگویم...

.....

رویای باران را می بینم

رویای باغ هایی در میان شن های صحرا

با درد و رنج بیدار می شوم

و همچنان که زمان از میان دستانم می گریزد

رویای عشق را در سر می پرورانم  ....

....

زندگی، راز بزرگی است که در ما جاريست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هیچ!!!
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را ، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است ، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی ، و نه در فردایی
ظرف امروز ، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز ، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با ، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک ،
به جا می ماند
 
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی ، خاطر دریایی یک قطره ، در آرامش رود
زندگی ، حس شکوفایی یک مزرعه ، در باور بذر
زندگی ، باور دریاست در اندیشه ماهی ، در تنگ
زندگی ، ترجمه روشن خاک است ، در آیینه عشق
زندگی ، فهم نفهمیدن هاست
زندگی ، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است ، جهانی با ماست
آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور ، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم ...

.....

زندگی ، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من ، وزن رضایتمندی ست
زندگی ، شاید شعر پدرم بود که خواند
زندگی شاید آن لبخندی ست ، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم….

.....

باز هم شب شده است

باز هم پنجره تنهایی دست لرزان مرا می طلبد

همه جا تاریک است

نور چشمک زن اندوه مرا می خواند

و سکوت !

یاور هر شب تنهایی من

باز بر حال دلم می گرید

من که یک عمر در اندیشه بی همسفری

زائر پهنه خاموش دل خود بودم

من پرستوی مهاجر بودم

هر کجا بال گشودم شب بود

من در آن وسعت پر حوصله دشت چه تنها بودم

هر چه آواز رهایی خواندم

اشک حسرت شد و از سرخی چشمم نچکید

همه در پنجره ام ماند که ماند

چه غریبی سخت است

با چه کس شکوه کنم ؟

با چه کس فاش کنم ؟

رنج یک عمر مهاجر بودن

من ز بی همدردی

من زبی همسفری

با شب و پنجره ها همسفرم

من غریبم در راه

من سراپا همه اندوه و خزانم امشب

هدیه ام را بپذیر

هدیه ام راز من است

راز یک عمر مهاجر بودن

راز بالی ز خمی

راز یک قلب ز جنس شیشه

که به عمق نفرت زخم برداشته و مجروح است

هدیه ام راز من است

باز هم شب شده است ...

....

وقتي که دستاي باد قفس مرغ گرفتارو شکست

شوق پروازُ نداشت

وقتي که چلچله ها خبر فصل بهارُ  مي دادن

عشق آغازُ نداشت

ديگه آسمون براش فرقي با قفس نداشت

واسه پرواز بلند تو پرش هوس نداشت

شوق پرواز توي ابرا ... سوي جنگلاي دور

ديگه رفته از خيال اون پرنده صبور...

.... اما لحظه اي رسيد

لحظه پريدن ورها شدن ... ميون بيم واُميد

لحظه اي که پنجره بغض ديوارُ شکست

نقش آسمون صاف ميون چشاش نشست

مرغ خسته , پر کشيد واُفق روشنُ ديد

تو هواي تازه دشت به ستاره ها رسيد

/ 17 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عمادی

سلام عزیز دل برادر وبلاگ بسیار مفیدی داری بهت تبریک میگم به من سر بزن من شما را لینک میکنم عیدت مبارک دلت بهاری [گل]

عمادی

سلام روز اول فروردین تولدمه ... حتما بيا _____****__________**** ___***____***____***__ *** __***________****_______*** _***__________**_________*** _***_____________________*** _***___اينم كيك تولدم_________*** __***____ _______*** ___***_________________*** ____***______________ *** ______***___________*** ________***_______*** __________***___*** ____________***** _____________*** ______________*

عمادی

[گل][ماچ][گل] سلام کجایی؟

علی شهیب زادگان

سلام/سال نو مبارک با 3ترانه 1رباعی و 1ترجمه در خدمتتان هستم به شدت اننظار آمدنتان را میکشم/به شدتی که... هر کسی هرچی پول داره میده تا- بلکه نیم ساعتی برقصه باهات بس که خوش تیپُ خوشکلی کاترین بس که عاشق کَشن دلبریات

نازنین

سال نو مبارک ! نیستی دوست عزیز . 000000___00000 _00000000?0000000 _0000000000000000 __00000000000000 ____00000000000 _______00000 _________0 ________*__000000___00000 _______*__00000000?0000000 ______*___0000000000000000 ______*____00000000000000 _______*_____00000000000 ________*_______00000 _________?________0 _000000___00000___* 00000000?0000000___* 0000000000000000____* _00000000000000_____* ___00000000000_____* ______00000_______* ________0________* ________*__000000___00000 _______*__00000000?0000000 ______*___0000000000000000 ______*____00000000000000 ______*______00000000000 _______*________00000 ________*_________0 _________*________* _________*_______* __________*______* ___________*____* ____________*___* _____________*__* ______________** _______________? بهاره بهاره دلم هواتو داره ...... آپم و چشم براه مهربوني ها *

عمادی

بهار آمد و دلها همه جوان شده اند ایام به کام و شکوفا همجو غنچه های خندان بهاری [گل]

عزیزو

من سالهاست که هفت هشت تا وبلاگ دارم و گاهی چیزکی مینویسم.اما حالا برای ورود به هر کدام یک جمله منحوس بدون هیچ راهنمائی میآید ومیگوید ( این وبلاگ پیشتر منتقل شده ) همین و همین.از مدیران هم خواهش کرده ام. ولی آنها هم هیچ راهنمائی نکرده اند. اگر شما یا دوستان دیگر راهی را میدانند یا با ایمیل و یا روی وبلاگ برای من پیام بگذارید.ممنون شما هستم

متولد ماه مهر

"دوست گر فکر من زار کند همه وقت وعده ی دیدار کند" به روزم.